روزگار من در غربت

نوروز

عید توی راهه و من بسیار هیجان زده هستم

مخصوصاً که امسال بعد از ۸ سال عید رو با عزیزانم جشن میگیرم

نه از پای تلفن و از راه دور

سالی‌ که گذشت سال خیلی‌ سختی بود

درد و غم اتفاقاتی که افتاد هنوز توی وجودمه

هیچ وقت هم از بین نمیره

گرچه با گذشت زمان کمرنگ می‌شه

امسال رو به پیشواز میرم با امید یک سال بهتر

سالی‌ بی‌ غم

سال سلامتی

سال صلح و آرامش

 

   + غریبه ; ٦:٠۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٥ اسفند ،۱۳٩٥
comment نظرات ()

عکس

دیروز داشتم آلبوم‌های خانوادگی رو ورق میزدم و ارشیو عکسهای دیجیتالی رو نگاه می‌کردم. خیلی‌ آدما توی عکسا بودن که دیگه نیستن. اما هر بار که به عکسی از مادربزرگ می‌رسیدم به چهره‌ٔ خندانش نگاه می‌کردم و بیشتر باورم نمی‌شد که دیگه نیست

چه زود رفت و چه بی‌ صدا

تا اومدیم بفهمیم که چی‌ شده دیگه نبود

و برای من شاید خیلی‌ غریبتر حس نبودنش

برای من همهچی‌ روی یکی‌ از صندلیهای فرودگاه امام متوقف شده

یه بوسه

یه نگاه

و بعد یه تل خاکی

هیچی‌ این وسط نیست

هیچی‌

 

پ.ن۱. این هفته تولدشه، دلم نمیاد از تقویمم پاکش کنم، دلم می‌خواد با روز اومدنش به یادم بیاد نه با روز رفتنش

پ.ن۲. ۸ سال پیش که عید ایران بودم برای سال تحویل خونمون بود، امسال همه هستن جز اون

پ.ن۳. جاش همیشه خالی‌ میمونه

   + غریبه ; ۸:٢٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ اسفند ،۱۳٩٥
comment نظرات ()

بوی عید

عید داره میاد و من دارم میرم ایران

فک کنم ۹ سالی‌ هست که عید ایران نبودم

خوشحالم چون بد از یک سال پر از غم و ناراحتی‌، بیماری و از دست دادن عزیزان

می‌تونم وقت خوشحالی‌ و جشن ایران باشم

خیلی‌ کوتاه دارم میرم

خیلی‌ قبل از رفتن و بعد از برگشتن باید کار کنم

اما خیلی‌ خوشحالم

و این حال خوشم رو حتا رئیس جمهور جدید و چرندیاتش هم نمیتونه عوض کنه

   + غریبه ; ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٢ اسفند ،۱۳٩٥
comment نظرات ()

دریغ

این روزها که همه‌چی بهم ریخته و هرکی‌ به هرکی‌ شده آدم چهره ای‌ از بعضی‌ آدما می‌بینه که غم به دلش میاره

آدمایی‌ که تو این گیر و دار بجای اینکه با بقیه همراهی کنن که یه اتفاق غلط که افتاده اصلاح بشه

نشستن و میگن ایها الّناس کجا بودین وقتی‌ فلان اتفاق یا بهمان اتفاق افتاد

بعد وقتی‌ بهشون میگی‌ دوست عزیز، حرف شما درست و اون اتّفاقاتی که شما بهش اشاره کردی خیلی‌ اتفاقات بدی بوده و هست

و باید جلوش گرفته بشه

اما الان بحث چیز دیگه ای‌ هست و اگه کسی‌ میگه این اتفاق بده معنیش این نیست که داره بد بودن اتفاقات دیگه رو انکار می‌کنه!

همه چیز همزمان درست نمی‌شه

اتفاقات غلطی که داره توی ایران میافته با اعتراض کردن یا نکردن به دولت آمریکا عوض نمی‌شه

حتا اگر خودت فکر میکنی‌ که نمیخوای مقاومتی بکنی به کسایی‌ که دارن این کار رو می‌کنن توهین نکن

احمق خطابشون نکن

اجازه بده کار درست انجام بشه

بعد تو هم برای کارهای نادرستی که به نظرت داره اتفاق میافته جریانی راه بنداز و از آدما دعوت کن که باهات همسو بشن

چرا سنگ میندازی؟!

چرا تقبیح میکنی‌؟!

درستی‌ کار تو چیه؟!

دریغ...

   + غریبه ; ٧:۳۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٦ بهمن ،۱۳٩٥
comment نظرات ()

ترانه علیدوستی

امروز توی خبرها دیدم که ترانه علیدوستی گفته حتا اگه بتونه هم برای اسکار نمیاد و دستور اجرائی ترامپ رو محکوم کرده

بعد رفتم نظرهایی رو که مردم براش گذاشته بودن خوندم

انقدر همه منفی‌ بود که نظرات مثبت توش گم بود و به نظر نمیو‌مد

ما کی‌ اینجوری شدیم؟ کی‌ فک کردیم از هر تریبونی برای توهین و تحقیر باید استفاده کنیم؟ کی‌ یادمون رفت قبل از اینکه به دیگران اعتراض کنیم، ببینیم خودمون چه کاره هستیم؟

این آدم کارش تاثیری داره؟ به نظر من در واقعیت امر هیچ تاثیری نداره

این دستور امضا می‌شه مگر اینکه از داخل فشار بیاد اونم از طرف کنگره

کارش مثبت بود؟ بله، بسیار زیاد

این روزها آدمای بیشماری تو بهت و غم هستن

زندگی‌‌های زیادی در آستانه فروپاشی هست

امید‌های زیادی ناامید شده

این وسط اگه یه جایی‌ ببینی‌ یکی‌ که دیده می‌شه در حد خودش یه حرفی‌ زده یا یه کاری کرده خیلی‌ حس خوبی‌ بهت میده

شاید یه کور سوی امید بشه برات تو تاریکی‌ نامطمئن این روزهای زندگی‌

این آدم دنیا رو جابجا نکرده و نمی‌کنه

اما اونجایی که تونست اون کاری که به نظرش درست بود رو انجام داد

و من به احترامش کلاه از سر بر میدارم

والسلام!

   + غریبه ; ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ ; جمعه ۸ بهمن ،۱۳٩٥
comment نظرات ()

عمق فاجعه

رئیس جمهور جدید در بلاد کفر بالاخره کار خودش رو کرد و حداقل برای ۳۰ روز آینده زندگی‌ ما رو برد روی هوا

از دیروز که پیش درآمدش اومد بیرون من در حال دورهٔ تمام احساسات منفی‌ ممکن هستم

شوکه شدم، ناراحت شدم، عصبانی‌ شدم، غمگین شدم، گریه کردم، داد کشیدم

بعد رفتم یه تحلیل جدید خوندم و دوباره از اول

خودم داشتم برای سفر به ایران برنامه ریزی می‌کردم که رفت رو هوا

مامان بابام منتظر بودم ویزاشون آماده بشه بیان پیشم که اونم رفت رو هوا

دوستی‌ دارم که داره میره ایران ازدواج کنه و با همسرش برگرده اونم رفت رو هوا

دوستی‌ دارم کار گرین کارت خانواده‌اش درست شده بود که بیان اونم رفت رو هوا

دوستی‌ دارم منتظر گرین کارتش بیاد اونم رفت رو هوا

دوستی‌ دارم منتظر براش ویزای کار اقدام کنن اونم رفت رو هوا

دوستی‌ ازدواج کرده و داشت دوندگی میکرد همسرش ویزا بگیره و بیاد پیشش اونم رفت رو هوا

دوستی‌ داشت فارغ تحصیل میشد و دنبال کار می‌گشت اونم رفت رو هوا

دوستی‌ اپلای کرده بود که ویزای تحصیلی‌ بگیره و بیاد اونم رفت رو هوا

دوستی‌ داره بچه ا‌ش دنیا میاد و می‌خواست پدر مادرش بیان پیشش اونم رفت رو هوا

دوستی‌ فارغ تحصیل شده و می‌خواست پدر مادرش برای مراسمش بیان اونم رفت رو هوا

دوستی‌ می‌خواست بچه اشو ببره ایران که به خانواده‌اش نشون بده اونم رفت رو هوا

و اینا تازه قسمتی‌ از همهٔ اتّفاقاتی که تو زندگی‌ قسمتی‌ از آدمهایی که من میشناسم افتاده

اما اونی که تند تند داره امضا می‌کنه که خطش خوب شه فقط همه‌‌چیو یه سری لغات روی کاغذ می‌بینه

کاش متوجه عمق فاجعه میشد

   + غریبه ; ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ ; جمعه ۸ بهمن ،۱۳٩٥
comment نظرات ()

آتش

از صبح که خبر آتش سوزی رو خوندم همش تو فکر هستم که چه مرگ بدی هست سوختن :(

چی‌ می‌گذره به آدم تو لحظه‌های قبل از رفتن

خیلی‌ وحشتناکه

خیلی‌ خیلی‌ وحشتناکه

خدا به خانواده‌هاشون صبر بده

خیلی‌ سخته

مرگ عزیز همین‌جوری هم سخته

چه برسه به اینکه فکر کنی‌ چقدر عزیزترینت زجر کشیده تا رفته

و چقدر احساس درماندگی داشته

خیلی‌ وحشتناک

خیلی‌ ...

   + غریبه ; ۸:٥۸ ‎ب.ظ ; جمعه ۱ بهمن ،۱۳٩٥
comment نظرات ()

رفسنجانی

رقسنجانی هم رفت

من از شنیدن خبر مرگش ناراحت شدم

مثل شنیدن خبر مرگ هر انسان دیگه ای

اما نه این آدم های سینه چاک رو میفهمم که دارن ازش بت میسازن

نه اون انسان هایی رو که از مرگش جوک میسازن و مسخره بازی در میارن

بابا اونم یه آدم بود مثل همه ی آدمهای دیگه

پر از خوبی ها و بدی ها

کاش یاد میگرفتیم آدمها رو تا زنده هستن برای کارهای بدشون نقد (نه مسخره!) و برای کارهای خوبشون ستایش کنیم

نه وقتی مردن و دفتر زندگیشون بسته شد

کاش...

   + غریبه ; ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢۱ دی ،۱۳٩٥
comment نظرات ()

2017

معمولا برام سال میلادی معنی خاصی نداره

انقدری که به نظرم سال با نوروز نو میشه با 12 شدن ساعت روز 31 دسامبر نو نمیشه

امسال اما خوشحالم که 2016 تموم شد

چون سال بدی بود

و باید چند ماه دیگه صبر کنم تا سال 1396 بشه!

و دلم میخواد با خودم فکر کنم که سال سخت تموم شد

سالی که پر بود از غم و ناراحتی تو هر زمینه ای که می تونستم تجربه کنم

سالی که با خودش عزیزی رو برد که تا همیشه یه حفره خالی توی قلبم جا گذاشت

سالی که تا مرز از دست دادن پدر رفتم و برگشتم

سالی که اعتمادم به عزیزانم بدجوری لرزید

سالی که خودم رو گم کردم

فقط خوشحالم که تموم شد

و امیدوار که سال بعد با خودش اتفاقات بهتری بیاره

سالی که توش صلح باشه و آرامش خیال

 

سال نو مبارک

   + غریبه ; ۸:۳٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳ دی ،۱۳٩٥
comment نظرات ()

خاله ایران

خاله ی بزرگ پدر بود

تمام خاطرات بچگیم پر بود از سفرهایی که به خانه ی خاله داشتیم و مهربونیهای خاله و آلوچه هایی که از مغازه اش بهمون میداد

کیسه هایی که پر میکرد از لواشک و پفک و آدامس و وقت رفتن با وجود مخالفت پدر و مادر و اسرار آنها برای پرداخت هزینه، توی ماشین میگذاشت و یک چشمک هم به ما میزد که خیالتون راحت اینا مال شماست

از وقتی اومدم آمریکا خیلی کم خاله رو دیدم

چند بار شاید

اونم سال های اول که برمیگشتم و طولانی تر میموندم و فرصت برای سفر به شهر خاله بود

اما همیشه مهربونیاش توی ذهنم بود

چند روز پیش پدر گفته بود که خاله حالش خوب نیست و برای درمان اومده تهران

گفت که خودش به خاطر شرایط جسمی نمینونه دیدن خاله بره اما مادر رفته بود و میگفت مثل همیشه خنده رو و سرحال بوده

دو روز پیش که زنگ زدم خبر دادن که خاله هم از بین ما رفت

آدم با وجودی بود

توی زندگی خیلی ها رد پا گذاشته بود

یک شهر برای رفتنش عزاداری کرد

و من دور از همه

باز هم دفتر خاطراتم رو ورق زدم

خوبیهاش رو به یاد خودم آوردم

و آرزو کردم که جاش خوب باشه

و بیشتر و بیشتر غمگین شدم از این زندگی و دوری و بزرگ شدنی که توش تعداد عزیزانی که از دست میدی بیشتر از کسایی هست که به زندگیت اضافه میشن...

 

پ.ن. خدایش بیامرزاد

   + غریبه ; ۸:۱٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٩ دی ،۱۳٩٥
comment نظرات ()
← صفحه بعد