روزگار من در غربت

دارن میان:)

دارن میان پیشم
واسه عید
واسه تولدم
وااااااااااااااااای
خیلی خوشحالم
باورم نمیشه که میبینمشون
دلم خیلی تنگ شده
خیلی زیاد
اما
یه گوشه ای از دلم تاریک مونده
به داداشم ندادن:(
گفتن سفر اروپا نرفتی
آمریکا واسه اولین قدم بزرگه
الهی بمیرن همشون
همه کسایی که آمریکا رو قدم بزرگ می دونن
و همه کسایی که نمی فهمن آدم چقدر می توه با تمام وجودش دلش برای داداشش تنگ بشه
و چقدر می تونه دلش بخواد با فاصله کمتر از یه سال داداشش رو ببینه
و چقدر می تونه از دیدن پسرهای هم سن و سال داداشش غصه بخوره
می تونه با دیدن رابطه دوستاش با داداشهای کوچیکشون غم عالم به دلش بشینه
نمی فهمن
آدم نیستن که بفهمن
همه چی براشون تو چارچوب قوانین قرار می گیره
ولی مهم نیست
من این چارچوبم میشکنم
یه روزی هم داداشم و میارم همینجا و می برمش تمام جاهایی که دلم میخواد باهم بریم
حالا شما هی برین قانون وضع کنین...

پ.ن1. تیکه پشت تیکه
پ.ن2. بازهم من
پ.ن3. خدا بخیر کنه
پ.ن4. کنارم گذاشته
پ.ن5. راهی نیست

   + غریبه ; ٢:٠۱ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٠ دی ،۱۳۸٦
comment نظرات ()