روزگار من در غربت

نه گفتن را بیاموز!

گفتم نه!
به همین راحتی...
الکی گفتم
انقدرم راحت نبود خوب
همه می دونن نه گفتن چقدر سخته
حتی اگر بهش اعتراف نکنن
اما من گفتم
با همه سختیش
چطور برعکسش راحت باشه؟!
منم بلدم
هنوز منو نشناختین
بعد از اینهمه وقت
مهم نیست
اصلا
هروقت شناختین بعد باهم دوست میشیم
یه دوستی دو طرفه
من با اون حسابم جداست
خیلی هم برای خودم ارزش و احترام قائلم
می تونی خواسته منو برآورده کنی
بفرما
به دایره دوستای من خوش اومدی
نمی تونی
به سلامت
من اصراری به دوستی با کسی که بهم احترام نذاره ندارم
از تنهایی هم نمی ترسم
می دونی چرا؟!
چون دیگه تنها تر از اینی که هستم نمی تونم بشم
حالا دیگه خود دانین
همتونو می گما
نه یکی دو نفر خاص
همتون
حالا دیگه خود دانین
فعلا و با این شرایط فقط می تونم بگم نه
همین...

پ.ن1. بادبادک باز رو دیدم
بسیار بسیار زیاد فیلم زیبایی بود
ولی باز هم من کتابش رو ترجیح می دم
پ.ن2. مهمونا رفتن
زندگی به روال عادی برگشت
پ.ن3. دوستی با آدمهای جدید همیشه دریچه جدیدی به دنیا برای آدم باز می کنه
پ.ن4. من خیلی بزرگ شدم
پ.ن5. وسوسه شدم بخرمش
یعنی فایده داره؟!
پ.ن6. دیگه نمی فهممت
باور کن
پ.ن7. خوشحالم و نگران
پ.ن8. دلم برات یه ذره شده
کاش می دیدمت:(
پ.ن9. باید مبارزه کرد
زیر بار زور رفتن کار آدمای ضعیفه
پ.ن10. قکر جالبی بودا
شدیدا رفتم تو فکرش
پ.ن11. انتظار داری من چی بگم؟!
بگم آفرین
یا بگم خوش بحالت؟!
پ.ن12. بهش گفتم واسه خودت از این کنترلا بخر که به همه دستگاهی می خوره:))
پ.ن13. به همین راحتی؟!
آدم بعضی وقتا اشتباه می کنه؟!
پ.ن14. به همین زودی یادت رفت...

   + غریبه ; ۸:٥٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢۳ دی ،۱۳۸٦
comment نظرات ()