روزگار من در غربت

امیدی هست؟!

از صبح دارم توی نت دنبال کار می گردم
کار که نه
کار آموزی
فقط واسه یه مدت کوتاه
اما چی؟!
هیچی
توی این مملکت حتی برای کار آموزی هم باید سیتیزن باشی!!!
یعنی یا سیتیزن باش یا برو بمیر
انقدر از این وب سایت به اون وب سایت رفتم که خودمم گم شدم
هر جایی یه چیزی می خواد
هر کس یه بهانه ای داره
اما من پیدا می کنم
قصد کردم که این کار رو انجام بدم
پس انجام میدم
حالا اینا هی قر بیان
من کارای سخت تر و ناممکن تر از اینم انجام دادم
فقط امیدوارم که زودتر پیدا بشه
که نخوام تو این شرایط زیاد وقت صرفش کنم:(
امید بخدا

پ.ن1. فردا اولین روز کلاس
اولین روز کلاسی که فقط خودم اداره اش می کنم
فقط خودم!!!
پ.ن2. درد دلهاش رو شنیدم
اما جوابی براش ندارم
مشکل منم یه چیزی تو همین مایه هاست
پ.ن3. منم دقیقا به همین دلیل کنر گذاشته شدم
اما به روی خودم نمیارم
پ.ن4. آدما باهم فرق می کنن
خیلی زیاد
پ.ن5. همیشه یه نقطه امید واسه خودم پیدا می کنم که تا رسیدن بهش بتونم خستگی ناپذیر تلاش کنم
اون نقطه در حال حاضر عیده:)
پ.ن6. من رو نصیحت می کنه
خودش میگه نه:))
پ.ن7. کاش همه چی به یک سال پیش برمیگشت

   + غریبه ; ٩:٥٩ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٥ دی ،۱۳۸٦
comment نظرات ()