روزگار من در غربت

ضرورت زندگی!

من: دارم میرم خرید چیزی لازم نداری؟

اون: چرا خیلی

من: فقط قد یه کوله می خوام خرید کنم سرده. ضروری چی می خوای؟

اون: نون و شکلات!

پ.ن. آخرش سرم رو به باد میدم:) 

   + غریبه ; ٧:۳۸ ‎ق.ظ ; شنبه ٤ اسفند ،۱۳۸٦
comment نظرات ()