روزگار من در غربت

تنهانامه

امشب خیلی دلم گرفته

احساس تنهایی می کنم

خیلی زیاد

یعنی واقعا آدما یادشون میره

نمی فهمن با این حرکاتشون چه بلایی به سر بقیه میارن

نمی دونم

شاید منم وقتی شرایطم عوض بشه یادم بره

اما با تمام وجودم سعی می کنم که مثل این آدما نشم

اصلا کار سختی نبود

اصلا

چاره اش یه تلفن بود

همین و همین

دیگه هیچی

ممکن بود حتی نرم

ولی این احساس بد بهم دست نمی داد حداقل

امیدوارم که کسی ماست مالیش نکنه

دلم میخواد به روی این آدم بیارم که چه کار زشتی کرده

چجوری میشه تو صورت یکی نگاه کنی و انقدر قربون صدقه اش بری

بعد پشت سرش این کار رو بکنی

نمی فهمم

اصلا

و اصلا

و اصلا

پ.ن1. خدای من بزرگه

پ.ن2. دلم اطمینان می خواد

پ.ن3. فراموش شده ای

پ.ن4. هیچوقت

پ.ن5. مهربانیهایت را نمی خواهم

من فقط کمی فکر نیاز دارم

کمی توجه

پ.ن6. عمق همه چی کم شده

اینم روش

پ.ن7. فردا روزی دیگر است... 

   + غریبه ; ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٥ فروردین ،۱۳۸٧
comment نظرات ()