روزگار من در غربت

بهانه ای برای گریستن

قفل چشام باز شد

وسط کنسرت

با آهنگهای شاد گریه می کردم

به پهنای صورتم

به همه گفتم یاد ایران افتادم

اما...

دلم رو شکست

و دل شکسته صدا نداره

خرده هاش جایی نمی ریزه که کسی بخواد جمعش کنه

لب همیشه خندون میمونه

و کسی به اشک درون راهی نداره

 اما اونی که اون بالاس میبینه

و یه روزی به فریاد دل همه میرسه

فقط صبر لازمه تا اون روز

فقط صبر

پ.ن1. بازهم گذشتم

پ.ن2. هیچکس تنهایی ام را در نیافت

پ.ن3. با خودت چه کردی ای دوست

پ.ن4. کاش وقتی سوار شدی روزگار پیاده بودنت را فراموش نکنی

پ.ن5. دیگه نمی خوام حتی نزدیکت باشم

پ.ن6. هنوز راه داری تا منو بشناسی

پ.ن7. بزرگ منشی همه آدمها رو به زانو در میاره حتی تو رو

پ.ن8. حیف از دلی که سیاه شد... 

   + غریبه ; ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٦ فروردین ،۱۳۸٧
comment نظرات ()