روزگار من در غربت

بهار

همینجوری که نشسته بودم روی نیمکت چشمام رو بستم

یه نسیم خنک بهاری اومد و منو با خودش برد

چه حس خوبی بود

فقط تونستم بگم چه آرامشی

چه آرامشی...

پ.ن1. دیگه چیزی نمونده 

پ.ن2. بازهم امداد غیبی!!!

پ.ن3. راه سختی مانده در پیش 

   + غریبه ; ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٩ فروردین ،۱۳۸٧
comment نظرات ()