روزگار من در غربت

اندر احوالات

هم خوشحالم

هم ناراحتم

هم عصبیم

هم خیلی حسای دیگه که لغتی برای توصیفشون پیدا نمی کنم

خسته هستم

نگرانم هستم

خیلی هم کارام مونده

دلم هم میخواد همه اش با مامان بابام باشم

ولی خیلی کار دارم

وقت تنگه و تکلیف نا معلوم

خدا فقط باید کمک کنه

   + غریبه ; ٩:۳٩ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳۸٧
comment نظرات ()