روزگار من در غربت

 

سی دی رو گذاشتم توی ضبط و صداش رو زیاد کردم

یاد روزی افتادم که داداش کوچولو رایتش کرده بود و واسه اینکه من سورپریز بشم خودش برده بود گذاشته بود توی ضبط

یاد روزی افتادم که عمه خانم رو می خواستم ببرم با ماشین بگردونم و چون می دونستم عاشق این آهنگه براش گذاشتم

یاد همه روزهای خوب و بدی افتادم که با این آهنگ شروع یا تموم کرده بودم

و بعد با خودم فکر کردم فقط یه آهنگ بود!

پ.ن١. دلم تنگه

پ.ن٢. دیگه چیزی نمونده

پ.ن٣. هیچی دیده نمیشه مثل آخر یه پیچ تند

پ.ن۴. با تمام وجودم آرزو کردم

پ.ن۵. یعنی میشه؟

پ.ن۶. مادر میگه آدمهایی که می خوان تفاوت داشته باشن همیشه زجر میکشن

چی شد که منم خواستم یکی از اونا باشم؟!

پ.ن٧. دیگه یواش یواش باید شروع کنم به برنامه ریزی:)

پ.ن٨. یا سطح توقع تو خیلی پایینه یا خیلی خوش شانسی! فکر کنم اولی البته:))

پ.ن٩. اوضاع بهم ریخته است شدید

پ.ن١٠. باید فکری کرد...

   + غریبه ; ٧:٠٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٠ خرداد ،۱۳۸٧
comment نظرات ()