روزگار من در غربت

 

دیگه اصلا یادم رفته بود یه وقتایی این حس رو داشتم

نمی دونم چی شده

هوای خوب بود؟

موزیک بود؟

اصلا نمی دونم چی بود

اما هرچی که بود یهو اون لبخند قدیمی رو به لبم آورد

اون لبخندی که مدتها بود سراغم نیومده بود

واسه همین الان خوشحالم:)

پ.ن١. من همت کردم:)

پ.ن٢. فکرش هم برام قشنگه دیگه چه برسه به خودش...

پ.ن٣. انرژی رو به اتمام است نقطه!

پ.ن۴. مرض آرشیو خوانی دو روزیست گریبانگیرم شده

پ.ن۵. دومیش رو هم خوندم باید پامو بذارم رو نرمز ولی ۴ تا بیشتر نیست:(

پ.ن۶. آشپزی کردم بعد یه قرن!!!

پ.ن٧. باید به روش بیارم اینجوری نمیشه

پ.ن٨. فقط دعوت شده ها!

پ.ن٩. واقعا نمی دونم چی کار کنم

پ.ن١٠. کدومش مهمتره برات؟!

پ.ن١١. دلم برای دوستام تنگ شده:(

پ.ن١٢. خودم از فکرم خنده ام گرفته بود دیگه چه برسه به بقیه

پ.ن١٣. نکنه چهارمی اون باشه؟!

پ.ن١۴. من هنوزم خوشم!

پ.ن١۵. کودک را از یاد نبر!

پ.ن١۶. :)

   + غریبه ; ٧:۱٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٠ تیر ،۱۳۸٧
comment نظرات ()