روزگار من در غربت

نگرانی

مثل چی موندم تو گل:(

همخونه باید پیدا کنم

اونم از راه دور

بعد اون برام بپسنده

اونم با اون سلیقه متفاوتش

هرچی فکر می کنم نمی تونم با این مسئله کنار بیام

خوب نمی تونم بابا جان

آره اصلا من حاضرم یه پرچم املی هم بزنم به سینه ام و راه برم!

مشکلت حل میشه بعد؟!

خدا بخیر کنه

به سرم زده اصلا بردارم یه آگهی بنویسم برای همخونه مسلمون!

بلکه اونجوری یکی بیاد از این معضلات نداشته باشه

از اون طرف هم کسی نیست خونه رو نشون بده

اصلا همه چی قاطی شده حسابی

پناه بر خدا

انشا.. که آخرش همه چی بخیر و خوشی میگذره و من از این وضعیت اسفناک خارج میشم

پ.ن١. نگرانی

پ.ن٢. نگرانی

....

و بازهم نگرانی

   + غریبه ; ٧:۱٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٧ تیر ،۱۳۸٧
comment نظرات ()