چرخ گردون

من می تونم

قبل از تو تونستم

بعد از تو هم می تونم

نمی دونی با کی طرفی

زندگی در غربت هرچیزی که ازم گرفت بجاش قدرت روحیم رو اضافه کرد

قدرتی که تو و بزرگتر از تو هم توان مقابله باهاش رو ندارین

چون از جایی سرچشمه میگیره که در مقابلش هیچین

همه تون

و همین موضوع بازهم منو قدرتمند تر و امیدوارتر می کنه

پس بچرخ تا بچرخیم...

پ.ن1. حتی به اندازه یه دوست معمولی

پ.ن2. حرمت شکنی هنر نیست

پ.ن3. الان که فکر میکنم میبینم آبروی خودت رو بردی

پ.ن4. امیدوارم خدا کمکت کنه

پ.ن5. روزها رو میشمرم 

/ 3 نظر / 4 بازدید
mohammadreza fahmizee

با سلام متن نامه ای اعتراضی را برای ای_میل به گوگل در خصوص تغییر نام خلیج فارس در وبلاگم گذاشته ام خواهشمندم اگر فرصتی بود سر بزنید.

سحر

بزرگ بود و از اهالی امروز بود و باتمام افق های باز نسبت داشت و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید صداش به شکل حزن پریشان واقعیت بود و پلک هاش مسیر نبض عناصر را به ما نشان داد و عاشقانه ترین انحنای وقت خودش را برای اینه تفسیر کرد و او به شیوه باران پر از طراوت تکرار بود و او به سبک درخت میان عافیت نور منتشر می شد همیشه کودکی باد را صدا می کرد همیشه رشته صحبت را به چفت آب گره می زد برای ما یک شب سجود سبز محبت را چنان صریح ادا کرد که ما به عاطفه سطح خک دست کشیدیم و مثل یک لهجه یک سطل آب تازه شدیم و بارها دیدیم که با چه قدر سبد برای چیدن یک خوشه ی بشارت رفت ولی نشد که روبروی وضوح کبوتران بنشیند و رفت تا لب هیچ و پشت حوصله نورها دراز کشید و هیچ فکر نکرد که ما میان پریشانی تلفظ درها رای خوردن یک سیب چه قدر تنها ماندیم [گل]و سلامی به گرمی وجودت و پاکی احساست ..احساسی که تمام نوشته هایت را با تمام یکرنگی هایش همانگونه که هست جلوه می دهد...دیداری تازه کردم و روحم شاد شد ...شاد زی عزیزم[گل]

راسپینا

منم دارم با تو روزشماری می‌کنم گلم....[ماچ] خوب شحالت!!!