...

انقدر این چند وقت اتفاقهای عجیب قریب افتاده که نمی‌دونم از چی‌ بنویسم

ایران که بودم نفتکش غرق شد و ما جز غصه خوردن کاری ازمون بر نیومد

بعد که برگشتم هواپیما سقوط کرد و باز هم ما فقط تونستیم غصّه بخوریم

این وسطا یکی‌ از اقوام که چند ماه بیشتر از من بزرگتر نبود ایست قلبی کرد و من فقط پای تلفن با خانواده‌اش اشک ریختم و حرفی‌ برای گفتن نداشتم

چرا زندگی‌ اینجوریه واقعا؟


/ 0 نظر / 53 بازدید