برف

زمستون شد دوباره
دیشب که اومدم چرده رو بزنم کنار که نخودچی صبح با نور آفتاب بیدار بشه انقدر آسمون قشنگ بود که نتونستم نگاش نکنم
ایستادم
شاید یه ربع
شاید هم نیم ساعت
بیرون رو نگاه کردم
آسمون سرخ
برف سفید
همه جا پوشیده از برف بود
نور چراغهای محوطه بهشون می خورد و همه جا برق می زد
واقعا زیبا بود
غرق لذت شدم
یه حس خوب همه وجودم رو گرفت و لبخند به لبم نشوند:)
و این یعنی من هنوزم راه رو گم نکردم
هنوز هم با اولین برف زمستون ذوق می کنم
هنوزم وقت راه رفتن توی برف با پام برفا رو پرت می کنم
هنوزم اون خانم کوچولوی شیطون همراهمه:)
خدایا شکرت
پ.ن1. بزرگترین آرزوی زندگیم رو به آیه های قرآن سپردم...
پ.ن2. یعنی دید؟!
پ.ن3. دلم خلوت می خواد
خوشحالم که داره میره مسافرت
برای چند روز فقط خودمم و خودم
پ.ن4. فردا ارائه نهایی پروژه درسیمه و من بجای اینکه بشینم سر اون دارم می نویسم!!!
پ.ن5. شنیدن صدات هم دلم رو باز می کنه:)

/ 3 نظر / 4 بازدید
afshin,germani

بسيار پس از خواندن اين کتاب در شگفتم ,, خانه خدا را آتش زدند و سنگ حجر ال اسوت را خورد کردند ,,,

راسپينا

کنار آيه ها منم يادت باشم....

آزادی - برابری

دوستان، علی رغم فشارهای امنیتی و بازداشتهای گسترده، دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب تجمع خود را به مناسبت روز دانشجو (16 آذر) در دانشگاه تهران هرچه با شکوه تر برگزار کردند. دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اعلام میدارند که تا آزادی کامل تمامی دانشچویان دستگیر شده از پای نخواهند نشست. برای کسب آخرین اخبار و گزارشها از تجمع روز 3 شنبه و وضعیت دستگیر شدگان، از وبلاگ ما دیدن فرمایید.