دوراهی

گیر کردم سر دوراهی. نمی‌تونم تصمیم بگیرم. هر طرف رو نگاه می‌کنم قرار سختی باشه و غم مضاف. تصمیم من اینه که کدوم راه غمش و سختیش در طولانی‌ مدت زندگیم کمتره. چیزی که نشدنیه. باید کور کورانه تصمیم بگیرم و بعد تا همیشه با نتیجه این تصمیم زندگی‌ کنم. فقط میدونم که باید تصمیم بگیرم. پا در هوایی داره عمرم رو میخوره و از بین میبره. بسه دیگه هرچی‌ نشستم تا همه‌چی خودش درست بشه. هیچی‌ خودش درست نمی‌شه. حداقل توی زندگی‌ ۳۰ و چند ساله من هیچوقت هیچی‌ خودش درست نشده. همیشه من بودم و تلاش و سختی تا به جایی‌ رسیدم. اینبار فرقش اینه که نمی‌دونم کدوم راه درسته. نمی‌دونم چی‌ می‌خوام از زندگی‌ و همین تصمیم گیری رو خیلی‌ سخت و فرسایشی می‌کنه برام. باید به خودم زمان بدم اما نمی‌خوام این زمان تا ابد ادامه داشته باشه. چند ماه فرصت خوبیه؟ امیدوارم خوب باشه. ته ته دلم امیدوارم که یه معجزه توی این چند ماه اتفاق بیفته. اما عقلم میگه معجزه مال قصه هاست. باید صبر کنم فقط چند ماه دیگه...

/ 0 نظر / 17 بازدید