خستگی‌

یه همکار جدید اومده برامون و من شدم مسئول آموزش و هدایتش! کلی‌ تا الان انرژی و وقت صرف کردم و فکر می‌کردم که داره یاد میگیره و همه‌چی‌ داره خوب جلو میره. تا اینکه تصمیم گرفت بره مسافرت و رئیسم گفت که تا برمی‌گرده من باید کاراشو انجام بدم. و تازه اون موقع بود که به عمق فاجعه پی‌ بردم!

یه آش شلم شوربا درست کرده و هیچکس هم کارشو با جزئیات چک نکرده. از جمله خود من که فکر کردم اگه نفهمه سوال می‌کنه! الان من موندم یه پروژه با یه عالم کار که نمیدونم انجام بدم یا صبر کنم خودش بیاد انجام بده. و یه تاریخ تحویل که چیزی بهش نمونده.

و خستگی‌ از این همه پیچیدگی‌ که الکی‌ سر راه من میاد

/ 0 نظر / 34 بازدید