اسباب کشی‌

به صورت انتحاری و خیلی‌ بی‌ مقدمه تصمیم گرفتم که جابجا بشم. یه خونهٔ کوچیکتر ولی‌ دلبازتر پیدا کردم و با خودم گفتم اسباب کشی‌ مگه چه کار داره؟! غافل از اینکه بسیار کار داره و بسی‌ خسته کننده است و آدم وقتی‌ مهمون دعوت کرده از راه دور، نباید همون روزش اسباب کشی‌ کنه!!! خلاصه اینکه جابجا شدم و به کمک دوستان همه چی‌ سر جاش قرار گرفت و دوست هم شبش از راه رسید و من ۳ روز داشتم میچرخوندمش و خیلی‌ هم خوش گذشت. ولی‌ از درد گردن بیچاره شدم و علاوه بر مٔسکن و فیزیوتراپی و ماساژ‌های دردناک سرما هم خوردم. بسته ای‌ کامل، تا برای بعدن یادم باشه این طرز اسباب کشی‌ نیست...

/ 0 نظر / 13 بازدید