کار داوطلبانه

در دیار غربت پیدا کردن کار داوطلبانه بسیار بسیار پروسه دشوار و پیچیده ایست!

امروز ساعتهای مدیدی زیر نور آفتاب از این ور به اونور دویدم تا تونستم چند جایی برای کار پیدا کنم

با کلی آدم حرف زدم و با کلی جا آشنا شدم

و تازه فهمیدم که چقدر اینجا موسسه برای حمایت از بانوان وجود داره

و چقدر در این سرای دوکراسی و برابری خانمها مورد ظلم واقع میشن...

حالا باید دید کار ما به کجا میرسه

 

پ.ن1. اولین ایمیل کاری

پ.ن2. نباید نا امید بشم

پ.ن3. درست میشه

پ.ن4. گریه هم بد نیست!

پ.ن5. دلم برای دانشجویی و بی خیالی های خاص خودش تنگ شده...

/ 1 نظر / 3 بازدید
حامد

سلام خوبی؟ من امروز نشستم خیلی از پست ها تو خوندم تا خسته شدم.. ولی حداقل 6 ماه بود که ننوشته بودی..به نظرم بنویس. بنویس این یه دفتر خاطرات میمونه برا خودت وکلی خاطره از تک تک کلمه هایی که نوشتی بعدها برات زنده میشه...هر از چندگاهی هم یکی مث من پیدا میشه میشینه کلی از پستات رو میخونه و هی تو ذهنش مجسم میکنه که این آقای دکتر ما چه شکلیه قبلا کجا بوده الان دقیقا چیکار میکنه..نمیخواد برگرده ایران و هزار فکر و خیال دیگه.. بنویس برادر..بنویس..